سبد خرید ۰

  • سبد خرید شما خالی است

مدیوم ها یا تکنیک های نقاشی

    ۰۳ دى ۱۳۹۸ نقاشیتکنیک های نقاشی

طبق تعریف فنی، مدیوم ها مایعاتی هستند که به رنگ ها اضافه می شوند تا آنها را چسبنده کرده و کارایی آن ها را بالاتر ببرند.اما تعریف مدیوم در نقاشی معنای وسیع تری را دربر می گیرد و آن عبارت است از انواع رنگ ها، ابزارها، تکیه گاه ها، سطوح و تکنیکهای به کار رفته توسط نقاشان. پایه ی همه رنگها، رنگدانه های متنوعی هستند که به یک پودر ریز تبدیل شده اند. تقسیم بندی و بافت نهایی بدست آمده از هر مدیوم به پارامترهای مختلف بستگی دارد و با توجه به وسیله ای که با آن نقاشی انجام می شود و نوع رقیق کننده و ماهیت و میزان آمادگی سطح صفحه نقاشی و نیز ابزار آلات و تکنیک و روشی که نقاش ازآن ها استفاده می کند؛ مشخص می شود.
ماده های رنگی از منابع طبیعی و مصنوعی مختلفی بدست می آیند. قدیمی ترین و ماندگارترین رنگ ها عبارتند از؛ مواد رنگی سیاه که از استخوان و زغال چوب تهیه شده و رنگ خاکی که از چوب خام و سیانای خام بدست آمده و می تواند با گرما دیدن به قهوه ای تیره تر و گرم تر تغییر نمایند. در دوره های اولیه نقاشی، دسترسی به اغلب رنگ ها راحت نبود.برخی از رنگ های نیرومند فقط از مواد معدنی کمیاب، مانند سولفور سیماب (نارنجی-قرمز)، لاجورد لاپیس (لاجوردی بنفش آبی) و مرمر سبز (سبز) بدست می آمد. این مواد معدنی گران بودند و به همین دلیل از آن ها تنها برای تکیه های کانونی و ویژگی های مهم و نمادین در طراحی استفاده می شدند. باز شدن مسیرهای تجارت و تولید جایگزین های مصنوعی به تدریج، دامنه ی رنگ هایی را که در اختیار نقاشان قرار می داد، افزایش داد.

تمپرا

تمپرا مدیومی از نثاشی است که در آن رنگ خشک با یک امولوسیون ترکیب شده و به وسیله آب رقیق می گردد. این مدیوم کهن در اکثر تمدن های جهان مورد استفاده مداوم بود، تا اینکه در اروپا و در دوره رنسانس به تدریج نقاشی رنگ روغن جایگزین آن شد. تمپرا در سلسله های کهن مصر، بابل، یونان و چین یک مدیوم نقاشی دیواری بود و از آن برای تزئین مقابر مسیحی اولیه استفاده می شد. در انواع تکیه گاهها، از ستون های سنگی (یا ستون های یادبود)، محفظه های مومیایی و طومارهای پاپیروس مصر باستان گرفته تا تابلوهای نمادین چوبی روم شرقی و محراب های بیزانس و ورق های پوستی نسخه های خطی قرون وسطایی، به کار گرفته شد.
کلمه تمپرا در اصل از اصطلاح فعل تمپر(خمیری کردن) "برای رسیدن به یک قوام و غلظت مطلوب" گرفته شده است. ماده های رنگی خشک به واسطه خمیر کردن آنها به وسیله یک ماده چسبنده و غلیظ، قابل استفاده هستند. این مدیوم نقاشی از نقاشی فرسکو دیواری (نقاشی آبرنگ روی گچ) کاملا متمایز بود. سرانجام پس از ظهور نقاشی رنگ روغن، مدیوم تمپرا معنای فعلی خود را به دست آورد.

نقاشی دیواری تمپرا

امولسیون طبیعی مدیوم تمپرا استاندارد، زرده تخم مرغ است که با آب رقیق می شود. انواع مختلفی از امولیسون برای گسترش کاربرد تمپرا ایجاد شده است. از جمله امولسیون های ساخته شده توسط انسان، آنهایی هستند که با تخم مرغ و روغن بذر کتان، همراه با صمغ و موم تهیه شده اند.
بهترین سطوحی که برای نقاشی تمپرا می توان استفاده کرد عبارتند از؛ چوب سفت و سخت یا تخته والواری که با چند لایه نازک از گسو( بتونه) پوشیده شده باشد، یک سطح سفید، صاف و کاملاً جاذب ساخته شده از گچ سوخته (سنگ گچ یا سفیداب یا پودر گچ)، ودر نهایت پوست یا کاغذ پوستی. چند دقیقه پس از اجرای نقاشی تمپرا، سطح آن تا اندازه کافی در برابر آب مقاوم می شود که امکان استفاده از رنگ های پوششی بیش تر را فراهم می نماید. در مدیوم تمپرا، لایه های نازک و شفاف رنگ ها باعث ایجاد جلوه ای روشن و درخشان شده و درجه های رنگی متقاوت حاصل از حرکات پی دی پی قلموبه صورت ترکیبات نوری متفاوت به نظر می رسند. برخی اوقات نقاشی های تمپرا مدرن را با لعاب های روغنی نازک و شفاف رنگ آمیزی می کنند که نتیجه آن تناریته عمیق می شود و برخی اوقات هم آن را بدون پوشش باقی می گذارند تا تاثیرات بلور و بور و روشن را نمایش دهند.
سنت بزرگ نقاشی تمپرا در ایتالیا در سده های سیزدهم و چهاردهم میلادی توسط دوچو دی بوندونه (Duccio di Buoninsegna) و جوتو دی بوندونه (Giotto di Buoninsegna) توسعه یافت و در آثار جووانی بلینی (Giovanni Bellini )، پیرو دلا فرانچسکا (Piero della Francesca )، کارلو کریولی (Carlo Crivelli)، ساندرو بوتیچلی (Sandro Botticelli) و ویتو کارپاتچو (Vittore Carpaccio) ادامه یافت. در قرن بیستم مدیوم نقاشی تمپرا توسط هنرمندان آمریکایی بن شان (Ben Shahn)، اندرو ویث (Andrew Wyeth ) و جیکوب لارنس (Jacob Lawrence ) و لوسیان فروید (Lucian Freud ) نقاش بریتانیایی، احیا شد.

تابلو نقاشی تمپرا

رنگ روغن

برای تهیه رنگهای روغنی، ابتدا پودر رنگدانه خشک با روغن کتان تصفیه شده مخلوط می کنند تا یک خمیر بدست بیاید. سپس به منظور یک دست شدن پراکندگی ذرات رنگدانه، خمیر را ورز می دهند. طبق گفته پلینی(محقق رومی) رومی ها از رنگ های روغنی برای نقاشی پوشش روی سپر استفاده می کردند. اولین استفاده از روغن به عنوان یک مدیوم نقاشی یا تکنیک نقاشی هنری به طور کلی به نقاشان اروپایی قرن پانزدهم، مانند جووانی بلینی (Giovanni Bellini) و یان وان آیک (van Eycks) نسبت داده شده است که رنگ روغن را به عنوان پوشش بر روی یک رویه سریش تمپرا اجرا شده است.
رنگ های روغنی بر روی پارچه کتان، پارچه کرباس، پارچه های پنبه ای و نخی، چوب، پوست، تخته سنگ، صخره، بتون و ساروج، کاغذ، مقوا، آلومینیوم، مس، تخته چندلا و تخته های فرآوری شده مانند ماسونیت و چوب فشرده شده استفاده شده است. برای آماده سازی سطح تابلوهای سفت و سخت به طور سنتی ابتدا با ژئوسو وبرای آماده سازی بوم از یک یا چند لایه امولسیون رزین اکریلیک سفید یا با یک لایه سریش حیوانی و بعد از آن لایه های نازکی از روغن سرب سفید استفاده می کردند. رنگ های روغنی را می توان بدون استفاده از این سطوح آماده شده (البته به صورت سخت تری) نیزاستفاده کرد. رنگ های روغنی آهسته خشک می شوند. مطمئن ترین خشک کن برای سرعت بخشیدن به فرآیند خشک شدن، محلول کبالت است.
لعاب روغنی یک ماده رنگی شفاف شسته شده است که به طور سنتی با اولئورسین یا روغن پایه (کنسانتره روغن بذر کتان) رقیق می شود. از لعاب ها می توان برای ایجاد سایه های عمیق و درخشان استفاده کرد.
برای نقاشی رنگ روغن بیش تر از قلم مو موی گراز استفاده می شود و قلم مو های موی سمور قرمز معمولاً برای طرح ها با جزئیات ریز ترجیح داده می شود. رنگ های روغن خمیری بوده و پاسخگوی انواع ابزارهای نقاشی هستند و با همه روشها می توان از آنها استفاده کرد. به عنوان مثال؛ آخرین آثار تیسین (Titian) و رامبراند (Rembrandt) با استفاده از انگشت شست و دیگر انگشتان، دستمال، اسپاتول ها و قلم مو اجرا شده است. با استفاده از این ها و سایر ابزارها و تکنیک های غیر متعارف، نقاشان رنگ روغن، بافت ها و طیف های رنگی متنوعی مانند مدولاسیون تون ظریف گرفته تا توناریته قوی و پرداخت های هنرمندانه و نیز از برآمدگی های رنگی قوی گرفته تا لکه هایی که به سختی قابل مشاهده اند، خلق می کنند.

نقاشی رنگ روغن

در ابتدا تکنیک لعاب رنگ روغن بر روی تمپرا در قرن هفدهم میلادی تجربه شد. با این حال، هنرمندانی چون تیسین (Titian)، ال گرکو (El Greco)، پیتر پل روبنس (Rubens) و دیگو ولاسکس (Diego Velázquez) از رنگ های روغن به تنهایی استفاده می كردند و با استفاده از روشی شبیه به نقاشی پاستل، آنها را مستقیماً بر روی پس زمینه قهوه ای به كار می بردند كه قبلا با رنگ سفید آستر آن آماده شده بود.

تابلو نقاشی رنگ روغن شام آخر

سرعت زیاد زوال و تخریب تابلو شام آخر لئوناردو داوینچی که خلق آن به قرن پانزدهم بر می گردد (آخرین بازسازی شده سال 1978) و با رنگ روغن روی شده پلاستر گچی اجرا شده بود؛ احتمالا باعث شد که هنرمندان بعدی نسبت به استفاده از این مدیوم مستقیما بر روی دیوار خودداری نمایند. همچنین استفاده از تعداد زیادی تخته های چوبی برای ایجاد سطح زمینه جایگزین برای نقاشی های دیواری گسترده برای نقاشی رنگ روغن نیز ممکن نبود، چرا که احتمال وقوع پیچ و تاب زیاد در این تخته ها زیاد است. به هر حال با گذشت زمان بوم ها توانستند به عنوان سطح زمینه نقاشی رنگ روغن جایگزین دیگر موارد شوند چرا که؛ بوم را می توان به هرمیزان طولی که لازم است بافت، نقاشی رنگ روغن دیواری می توانستند در استودیو اجرا شوند و چون سطح بوم نقاشی رنگ روغن حالت ارتجاعی داشت، آن را روی یک چارچوب و فریم چوبی کشیده و در محل مورد نظر قرار بگیرند و یا حتی به طور مستقیم بر روی سطح دیوار کشیده و چسبیده شوند. علاوه بر بوم های عظیم استودیویی که برای مکان های خاص توسط هنرمندانی چون جیکوب تینتورتو (Jacopo Tintoretto )، پائولو ورونزه (Paolo Veronese )، اوژن دولاکروا (Delacroix )، پیر پووی دوشاوان ( Pierre-Cccile Puvis de Chavannes) و کلود مونه ( Claude Monet) نقاشی شده است، استفاده از بوم باعث شده است تا نقاشی های دیواری با ابعاد بزرگ و نقاشی شده با رنگ روغن امکان پذیر باشد ومی تواند برای نمایش به تمام نقاط جهان منتقل شود.

آبرنگ

آبرنگ ها، مواد رنگ هستند دارای پایه صمغ عربی و با استفاده از آب رقیق می شوند. آبرنگ ها را با استفاده از قلم موی موس سمور و سنجاب و یا موی شتر بر روی کاغد و کارت های سفید یا رنگی به کار می برند.
سیصد سال پیش، تقریبا در اواخر قرن 18 میلادی، هنرمند آلمانی آلبرشت دورر (Albrecht Dürer) در یک سری جالب توجه از مطالعات گیاهان و مناظر پانوراما، تکنیک رنگهای شفاف خود را مطرح کرد. با این وجود تا زمان ظهور مكتب انگلیسی، آبرنگ صرفاً به نقاشی های ترسیم شده رنگی تبدیل شد و یا در ترکیب با رنگ بدنه مات و برای ایجاد جلوه هایی شبیه به گواش یا تمپرا، در طرح های مقدماتی برای نقاشی های روغنی مورد استفاده قرار گرفت.
نمایندگان پیشرو مکتب انگلیسی عبارتند از: توماس گیرتین (Thomas Girtin)، جان سل کاتمن (John Sell Cotman)، جان رابرت كوزنز (John Robert Cozens)، ریچارد پاركس بونینگتون (Richard Parkes Bonington)، دیوید كاكس (David Cox). با این همه، ولیام ترنر (William Turner) به نبوغ غیرقابل توصیف خود معروف است. او با اضافه کردن رنگ سفید به آبرنگ خود و با استفاده از پارچه، اسفنج و کاردک ؛ جلوه های بی نظیری از نور و بافت به دست آورد. نقاشان آبرنگ دوره ویکتوریا، مانند بیرکت فاستر (Birket Foster)، از یک روش دشوار کالر واش یک پوشش زیرین تک رنگ استفاده می کردند، که اصولاً مشابه تکنیک رنگ روغن و تمپرا است. با این وجود، به دنبال آثار قوی آبرنگ امپرسیونیست های و پسا امپرسیونیست های فرانسوی، این مدیوم در اروپا و آمریکا به عنوان یک مدیوم رسا و پرمعنی در نوع خود خلق شد. نقاشان آبرنگ برجسته قرن بیستم واسیلی کاندینسکی (Wassily Kandinsky)، پاول کله (Paul Klee)، رائول دوفی (Raoul Dufy) و ژرژ روئو (Georges Rouault) بودند. هنرمندان ایالات متحده امریکا، وینسلو هومر (Winslow Homer)، توماس ایكینز (Thomas Eakins)، موریس پرندگاست (Maurice Prendergast)، چارلز بوركفیلد (Charles Burchfield)، جان مارین (John Marin)، لیونل فاینینگر (Lyonel Feininger) و جیم داین (Jim Dine) و نقاشان انگلیسی جان نش (John Nash) و پل نش ((Paul Nash ازهنرمندان برجسته نقاشی مدیوم آبرنگ بودند.

نقاشی آبرنگ

در تکنیک "خالص" آبرنگ، که اغلب به عنوان روش انگلیسی شناخته می شود، هیچ ماده رنگی سفید یا مات دیگری استفاده نمی شود، شدت رنگ و عمق تنالیته توسط خیس کردن متوالی رنگ روی کاغذ مرطوب ایجاد می شود.برای نشان دادن اشیاء سفید و ایجاد اثرات نور منعکس شده، کافی است تا قسمت هایی از کاغذ سفید را به صورت رنگ نشده، باقی می گذارند. این قسمت های خالی کاغذ، مشخصه درخشش آبرنگ خالص را ارائه می دهند. درجه بندی های تونالیته و خصوصیات نرمی و اتمسفری، نسبت مستقیمی با میزان خیسی و رطوبت رنگ روی کاغذ در هنگامی نقاشی آبرنگ دارد. اکسنت یا تاکید های تیز، خطوط و بافت های درشت و غلیظ در هنگام خشک شدن کاغذ نشان داده می شوند. کاغذ قابل استفاده در این نوع باید به اصطلاح "دست ساز" باشد و به طور کلی ضخیم و دانه دار و چرم مانند است.

تابلو نقاشی آبرنگ

گواش

گواش همان آبرنگ مات است. گواش هم چنین معروف به رنگ پوستر و رنگ طراح معروف است. حلال این رنگ آب بوده و با استفاده از قلم مو موی سمور و گراز، روی کاغذ و ورق های سفید و رنگی و گاهی اوقات پارچه ابریشمی؛ نقاشی مدیوم گواش انجام می شود. بعضی وقت ها با اضافه کردن مقداری عسل، نشاسته یا آکریلیک به آن، می توان خاصیت خشک شدن سریع آن را از بین برد. چسب مایع توسط نقاشان مایل به حفظ تونالیت رنگها به عنوان یک رقیق کننده ترجیح داده می شود و از پوسته پوسته شدن ورق جلوگیری می کند. رنگ های گواش این مزیت را دارند که تقریبا بلافاصله خشک می شوند تا پرداخت آن مات می شود و در صورت لزوم می تواند بدون اثرات قابل مشاهده قلم مو شوند. گواش علاوه برخصوصیات ذکر شده، ظرفیت رقیق شوندگی خوب جهت استفاده در کارهای ظریف و نیز دارا بودن طیف گسترده ای از رنگ که حتی شامل رنگهای های فلورسنت و فلزی است، باعث می شود تا این مدیوم به خصوص در طراحی های مقدماتی برای نقاشی های رنگ روغن و اکریلیک مناسب باشد. گواش مدیومی است که پرداخت نهایی آن مخملی است و خاصیت خطوط مجعد آن باعث می شود تا برای اجرای آثار مینیاتور و تذهیب های هندی و اسلامی مناسب باشد. از ژرژ روئو (Georges Rouault)، پاول کله (Paul Klee)، جین دوبوفه (Jean Dubuffet) و موریس گریوز (Morris Graves) به عنوان هنرمندان مدرن عرصه مدیوم گواش می توان نام برد.

تابلو نقاشی گواش

نقاشی بوم داغ - برجسته

نقاشی بوم داغ - برجسته (Encaustic painting) از زبان یونانی گرفته شده و به معنای سوخته می باشد. نقاشی بوم داغ - برجسته روشی باستانی بود که توسط پلینی ثبت شده و او رنگ های آن را با موم گرم تثبیت می نمود.احتمالا اولین تجربه استفاده از این مدیوم در حدود 3000 سال پیش از میلاد مسیح و در مصر انجام گرفته است. تصور بر این است که نقاشی بوم داغ - برجسته در یونان باستان به اوج خود رسیده است، گرچه هیچ نمونه ای از آن دوره باقی نمانده است. برای اجرای این مدیوم نقاشی ابتدا رنگ ها با موم آب شده مخلوط می شوند، سپس بر روی سنگ یا گچ کشیده می شدند. بعد از آن با اسپاتول یا کاردک فلزی صاف می شوند و در نهایت با آهن گرم شده به داخل دیوار رانده می شوند. سطح را بعد از آن با پارچه جلا داده شد. لئوناردو و سایرین برای احیای این روش تلاش هایی کردند که ناموفق بودند. سرخپوستان آمریکای شمالی از روشی محرمانه استفاده می کردند که طبق آن مواد رنگی با چربی داغ حیوانات مخلوط شده و جهت حکاکی روی مخفیگاه بوفالوها استفاده می نمودند.
یک تکنیک ساده سازی شده نقاشی بوم داغ - برجسته به این صورت است که با استفاده از اسپاتول یا کاردک، مومی را که با حلال و رنگ مخلوط شده است را روی چوب یا بوم نقاشی به کار برده و سطح خراشیده و لایه ای ایجاد می کنند. نقاشی بوم داغ - برجسته مدیومی کهن بوده و بیشترین دوام را دارد. در پرتره های مومیایی قبطی از قرن اول و دوم میلادی، رنگ آمیزی ها، ملایمت و شفافیت و تمثال مومیایی خود را حفظ کرده اند. ونسان ون گوگ نیز در قرن نوزدهم از این روش برای حجم دهی به رنگ روغن خود استفاده می کرده است. لوئیز هایت، هنرمند نیو امپرسیونیست، برجسته سازی را روی کاغذ به کار برد و جاسپر جونز نقاش آمریکایی، برای نقاشی های خود از نقشه ها،اهداف و پرچم ها از این مدیوم بهره برده است. مداد رنگی مومی رنگی هم چنین توسط نقاشان مدرنی مانند پیکاسو، کلی، ارشیل گورکی و هاکنی استفاده شده است.

مدیوم های مصنوعی

مدیوم مواد مصنوعی که در طی پژوهش های صنعتی ایجاد شده است، شامل رنگهای پارچه لیکوتکس است بر روی بوم استفاده می شود. ابداع این مدیوم توسط لری پونز نقاش انتزاعی آمریكایی صورت گرفته است. این مدیوم به عنوان رنگ لعاب در زمان پیكاسو و جكسون پولاك به كار رفته اند.
در قرن هجدهم میلادی هنرمندان نقاش پاستل پرتره مانند ماوریس کوئنتین د لا تور، ژان باپتیست، ژان اتین لیوتار، روزالبا کاریرا و آنتون رافائل منگز؛ این ماده رنگی را تکه های کاغذی مخلوط می کردند تا سطح آن شبیه به یک رنگ روغن صاف و صیقلی شود.

پاستل های روغنی

پاستل های روغنی رنگ های پایه ای هستند که با انواع روغن و موم همراه هستند. آنها را به روشی مشابه پاستل های فرانسوی به کار می روند؛ اما در پیش از این ثابت و سخت تر بودند و یک خروجی پایدار و مومی داشتند. نقاشی های پاستل روغنی معمولاً روی کاغذ سفید، ورق یا بوم اجرا می شوند. اگر سطح زمینه نقاشی با تربانتین مرطوب شود یا اگر رنگ ها با تربانتین بیش از حد همراه شود، امکان ترکیب شدن رنگ ها وجود دارد. آنها برای طرح های مقدماتی کوچک برای نقاشی ها محبوب هستند.

نقاشی روی شیشه

نقاشی های شیشه ای با رنگ روغن و رزین سخت و یا با آبرنگ و چسب روی صفحه های شیشه ای اجرا می شوند. نقاشی شیشه ای یک هنر سنتی در اروپا و آمریکای شمالی بوده است.از قرن پانزدهم تا هجدهم به عنوان یک هنر زیبا و ظریف در شمال اروپا به حساب می آمدند؛ جایی که اخیراً این مدیوم هنری توسط نقاشانی مانند ویلی دریکس، آیدا کرکوویوس، لیلی هیلدبراند، کلی، اسکار شلمر و هاینریش کامپندونک احیا شده اند. رنگ ها از پشت به ترتیب معکوس اجرا می شوند. در جاهایی از نقاشی شیشه که بدون رنگ باقی می ماند، توسط جیوه پوشیده می شود تا زمینه آینه ای را برای فراهم آورد. هنرمند ایتالیایی میکل آنژ با استفاده از تصاویر عکاسی ثابت شده بر روی یک ورق استیل جلا داده شده روشی را ابداع نمود که این روش خلاقانه نوعی رابطه فضایی و عجیب و غریب و توهمی بین بیننده و فضای تصویر ایجاد می نماید. رنگ هایی که از طریق شیشه دیده می شوند، شفافیت خاصی مانند جواهر دارند و از آنجا که نمی توان آن ها را لمس کرد، حتی جادویی هستند.

بازخورد شما
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما هم می‌توانید امتیاز دهید.
نظرات
شما هم می‌توانید در مورد این کالا نظر بدهید.
شما هم می‌توانید نقد و نظر بدهید.
فقط کافیه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
محتوای مرتبط